میگویند در دنیا هیچ چیز اتفاقی نیست، اینکه پایت جایی گیر میکند و زمین نمی خوری، یا بیحواس هنگام
هر انسانی داستانی دارد.داستانی منحصر به فرد و پرفراز و نشیب که روایتگر تمام گرههای فرش رنگارنگ بافت
بوی شیرین فرهاد در چهار فصل نوشته شده که در ابتدای هر فصل راوی، حامدنامی است که از رفاقتش با محمد م
این کتاب روایت گوشهای از جنایات کومله و دموکرات از زبان اسیران زندان آلواتان است.
در این چند روز با خاک انس گرفتهام؛ بوی خاک گرفتهام، رنگ خاک گرفتهام. حال میفهمم که چرا پیامبر «ص
روایت مهاجرت ایرانیان به عراق و عراقیان به ایران به قرنها قبل برمیگردد که به دلایل متعهدد فرهنگی،
از خاطرات جنگ اسم میبری؛ صحنههای زیادی از عملیات مختلف از جلوی چشمهای «اصحاب کریمی» میگذرد؛
هنوز سال های اول جنگ بود. آدم هایی که آمده بودند هیچ کدام تا به حال یک جنگ درست و حسابی ندیده بودند.
خانه که می آمد به من مهلت تکان خوردن نمی داد. همه ی کار ها را خودش انجام می داد، اما نگاهش که می کرد
کاوه از آن روز که کودکی بود در کوران انقلاب تا روزی که پر کشید و رفت، یک سر دوید؛
از توی عکس نمیشود فهمید که با همه مهربان بوده است؛
کتاب «قرار بیقرار» پنجمین کتاب از مجموعه کتابهای مدافعین حرم و مربوط به زندگی شهید مصطفی صدرزاده ا
بچه های غواص با چشمهای نمناک به حاج قاسم نگاه میکردند.این حالت، نمایشی بود از دلشکستگی غواصها.
«یادگاران» عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شد
من سه روز بعد از عروسی برمیگردم تو هم اگر میآیی یا علی
هرجا میرفتیم فکروذکرش جبهه و جنگ بود. آنقدر که دیگر زده شدم. گفتم: «جنگ تمام شده، چرا ولش نمیکنی؟
ناصر کاظمی که از اول ناصر کاظمی نبود. یکی بود مثل بقیۀ مردم. مدرسه می رفت، درس می خواند، بازی می کرد
میگویند: «جبهه آنجاست که عمو حسن آنجاست. » عمو حسن یکی از پیرمردهای کمیاب سرزمین ماست. پیرمردی که
خاطرات پیـش رو تنها صد خاطره از مردی اسـت که در زندگی کوتاهش مبارزه کرد، صاحب همسـر و فرزند شد، رفا
بعضیها زود بزرگ میشوند و به عمر متوسطی که خدا توی این دنیا بهشان میدهد، پایبند نیستند. میخواهندخیلی
کتاب «شهید غلامرضا رضایی» شماره بیست و سه از سری مجموعه کتاب های «یادگاران» است که به خاطرات خانواده
این صد خاطره روایت گوشه ای از زندگی فرماندهی است که تمام دنیایش را در کوله پشتی خود می ریخت و زیر س
این کتاب خاطره آنهایی است که جای خالی یک مرد را در زندگیشان حس میکنندمردی که مثل کوه استوار و مثل