فروشگاه اینترنتی روایت فتح

محصولات مرتبط

39 کیلو تمام زندگینامه داستانی آزاده جانباز محمدعلی کریمی
باران تشنه خاطرات آزاده جانباز احمد شیدا
تجمع ممنوع خاطرات آزاده جانباز (محمدعلی ملتجائی فرید
افرا زندگی داستانی آزاده مرحوم سید علی اکبر مصطفوی
دوره درهای بسته اسارت ۹ (به روایت اسیر شماره ی۱۰۳۲۱؛ ابوالقاسم عبیری)
دوره درهای بسته اسارت ۸ (به روایت رستم خرمدین)
دوره درهای بسته اسارت ۷ (به روایت سعید اسدی فر)
دوره درهای بسته اسارت ۶ (به روایت اسیر شماره ی۲۹۶۱؛ علی محمداحد طجری)
دوره درهای بسته اسارت ۵ ( به روایت اسیر شماره ی ۹۸۰؛ علی علیدوست قزوینی)
دوره درهای بسته اسارت ۱۱ (به روایت اسیر شماره ی ۳۰۷۹؛ غلام عباس محمد حسنی)
دوره درهای بسته اسارت ۱۰ (به روایت اسیر شماره ی ۸۶۱؛ لطف الله صالحی)

دیگر آثار نویسنده

باران تشنه کد کالا 212

خاطرات آزاده جانباز احمد شیدا

نویسنده:
دسته بندی:
کلمات کلیدی: باران تشنه آزادگان اسارت روایت فتح خاطره کتاب خوب دفاع مقدس مریم شیدا احمد شیدا جانباز
قسمتی از کتاب

- یکی دیگه اومده می خواد از بچه‌ها سان ببینه...
- این یکی به ریش و قیافه کاری نداره هر که قدش کوتاه باشه رو از مقر بیرون می کنه. 
دوباره ضربان قلبم شروع کرد به نامنظم زدن. همان‌طور که توی صف جاگیر می شدم ؛ فکرم مشغول بود تا راهی پیدا کنم تا از این گزینش قد هم سر بلند بیرون بیایم. با خودم گفتم اگر به من گیر دادند خودم را به شان آویزان می کنم و رضایتشان را می گیرم. بعد جواب خودم را می‌دادم که اینطوری تابلو می‌شوم و سر و صدایم هم که بلند شود مرد صبح, هم راپورتم 
را می‌دهد و اوضاع خراب‌تر می شود. باید فکر دیگری می‌کردم. در مخیله‌ام قدم می‌زدم که چشمم خورد به سوله‌هایی که کنار حیاط مقر تعبیه شده بودند.