فروشگاه اینترنتی روایت فتح

محصولات مرتبط

از چیزی نمی‌ترسیدم زندگی‌نامه خود نوشت
ناآرام خاطرات گردان تخریب به روایت مرتضی شادکام
هفت شاخ زندگینامه داستانی علی مزدور ( حکیمی راد)، شهید ناجا و فرزندش محمد، شهید منا
دل من هیچ به روایت طوبی پازوکی، همسر شهید
او مرگ را کشت شهید دکتر مجید شهریاری، دانشمند هسته‌ای به روایت دکتر بهجت قاسمی(همسر شهید)
ناگرا خاطرات خبرنگار جنگ «مجید جیران پور خامنه»
تو تمام نمی‌شوی خاطرات تیمسار اسدالله میر محمدی
محمدمسیح کردستان زندگی‌نامه داستانی شهید محمد بروجردی
لابه لای درختان بلوط شهید داریوش رضایی نژاد دانشمند هسته‌ای به روایت دکتر شهره پیرانی(همسر شهید)
سردارسربلند مجموعه خاطرات سردار شهید حاج سید محمد حجازی
از بوانات تا اوپسالا خاطرات بسیجی جانباز غلام دلشاد
تو یک ژنرالی مستند روایی از زندگی جانباز داوود عامری
وزن :۳۴۴گرم
شابک :۹۷۸۶۰۰۳۳۰۰۲۲۴
نوبت چاپ :1
سال چاپ :۱۳۹۳
تعداد صفحات :۳۰۴
وضعیت :انتشار یافته

دیگر آثار نویسنده

همسفر آتش و برف کد کالا 10

روایت فرحناز رسولی از سعید قهاری سعید

نویسنده:
دسته بندی:
کلمات کلیدی: هم سفر آتش و برف سعید قهاری فرحناز رسولی آتش و برف
قسمتی از کتاب

اگه تو دلت به اومدن رضا بده، خودت هم بلدی یه فکری برای فاطمه بکنی.» شادی و هراس به دلت چنگ می‌زند و نمی‌دانی چه بگویی. این اولین بار است که سعید از تو خواسته با او مأموریت جنگی بروی. اولین بار است که همراه سعید از خانه و بچه‌ها و حریم این شهر دور می‌شوی. اولین بار است که پابه‌پای سعید جایی می‌روی که با او بودنش تمام سختی‌ها و تلخی‌ها را برای تو شیرین می‌کند.