افراد مشتاقی که میخواهند پا به عرصه متعالی فرهنگی بگذارند باید بدانند چه موانع و خطرهایی بر سر راه
همینکه غواصها به آب میزننددل خلیج فارس میتپد و طوفان آغاز میشود بیسیمهای گردان غواص از کار میا
روز و شبی از پاییز پرتنش 1401 بر من نگذشت که از خودم نپرسیده باشم ؛ اگر آقای حاج قاسم سلیمانی در میا
آبادان... تو بوی مجید را خوب میشناسی.. صدای قدمهایش برایت آشناست.. این جوان رعنا که امروز اسلحه
زمین گلی و خیلی لیز بود. هر چند قدم دو یا چند نفر نشسته بودند و ما را به جلو راهنمایی میکردند: بروی
جهان گفت:«قاسم رفت» و عشق گفت:«قاسم آمد.» من و همگان،حرف عشق را به رسمیت شناختیم، آمدنش را باور ک
این کتاب، حکایت سربازی است که دوران خدمت سربازیاش مقارن با جنگ تحمیلی میشود. او که تمام تلاشش در ا
این اثر، روایت کوشش و مبارزهی یکی از مبارزان عرصه پرتلاطم نیم قرن اخیر است که میدانها و صحنههای گ
و من سالهاست در دل دشمن هستم؛ نزدیکتر از هر کسی به دشمن.
دامنه جنگ با تمام سختیهایش هر روز بیشتر وسعت مییافت.
فشنگ گذار دوید به سمت تانک تا برود بالا. گلولهای خورد به قمقمهام و از دستم رها شد.
کتاب "برسد به دست امام" تعدادی از نامه های جوانان و نوجوانان به حضرت امام خمینی (ره) است که هر کدام
بچه های غواص با چشمهای نمناک به حاج قاسم نگاه میکردند.این حالت، نمایشی بود از دلشکستگی غواصها.
عبور از گذرگاه (زندگی نامه داستانی شهیدان طیبه واعظی و فاطمه جعفریان)