روزهای نزدیک انقلاب آرام و قرار نداشت. با اینکه سرباز بود،ولی توی پادگان هم بیکار نمی ماند. روی در و دیوار پادگان شعار مینوشت. اعلامیه پخش میکرد. یکی از را ههای مخفی پادگان را پیدا کرده بود و از همان راه هر روز می آمد خانه،لباسش را عوض می کرد و می رفت راه پیمایی. فرماندهان پادگان فهمیدند و تبعیدش کردند، غافل از اینکه حسن درتبعید هم بیکار نمی نشیند.
ارسال با باربری
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.
ارسال از طریق پست
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.