نوبت چاپ:
9
سال چاپ:
1395
تعداد صفحات:
80
قطع:
وزن:
90گرم
شابک:
9789647529570
وضعیت:
انتشار یافته

آسمان 4 (شهید دوران به روایت همسر شهید)

5,000 تومان
%
نویسنده:
فروست:
دسته بندی:
برچسب‌ها:

مثل کابوس است، اما کابوس نیست، بدتر از کابوس است. بیداری، کابوس ها را به عقب می راند. اما این کابوس، در بیداری هم وجود دارد. کابوسی که همه دچارش شده اند؛ زن، مرد، پیر، جوان. خانواده دوران هم دست کمی از بقیه ندارند. جنگ، دست مرد را می گیرد و او را از همسرش دور می کند، در فاصله ای از زمین تا آسمان و بعدها آنقدر دور که دست زن، هیچ وقت به شوهرش نمی رسد.
«دوران به روایت همسر شهید» قصه این فاصله است، قصه آشنایی ها، خاطرات و حتی فکرهای قهرمان های این داستان واقعی: «فکر می کرد دنیا طوری ساخته شده که آدم ها همیشه می توانند همان کاری را بکنند که می خواهند.»
در این قصه، می توان از عشق خواند و لابه لای نامه ها، آن را مرور کرد: «سلام عباس جان. فکر نمی کردم روزی آن قدر از هم دور بشویم که بخواهم برایت نامه بنویسم. این نامه را به آدرس خانه ی خودمان توی بوشهر می فرستم. شاید وقتی پست چی آن را می آورد، خانه باشی. با همان شلوار لی که که خودت دم پایش را کوتاه و ریش ریش کرده ای، در را برایش باز کنی و به او یک صد تومانی، مشتلق بدهی.»
می توان خاطرات ثبت شده در دفتر خاطرات را ورق زد: «ششم مهر 1359/ در طول مسیر در ارتفاع بالا پرواز می کردم. اهواز را در ارتفاع پنج هزار پایی قطع و نیروهای دشمن را کاملا دیدم. آن ها به طرف ما تیراندازی می کردند. البته ما پنج دقیقه دیرتر روی هدف رسیدیم و با یک دسته هواپیمایی اف-پنج رو به رو شدیم که البته اتفاقی نیفتاد.»
«دوران به روایت همسر شهید»، از اتفاقات خوش آغاز می شود و با تلخ ترین اتفاقات، پایان می پذیرد. لا به لای همه این اتفاقات هم می توان به نامه هایی که بین عباس دوران و همسرش نرگس خاتون رد و بدل می شود، سرک کشید، اما این نامه ها جایی پایان می پذیرد: «این دومین و آخرین نامه ای است که بعد از بیست سال برایت می نویسم و تمام حرفم این است که به تو بگویم در این دنیای بزرگ، هیچ زنی نیست که شوهرش را دوبار روی شانه هایش تشییع کرده باشد.»

نظر شما چیست؟